چه ساده عاشقت شدم
چه سخت دل سپردمت
تمام لحظه های من
پر از حضور و بودنت
تو بهترین بهانه ای
برای زنده بودنم
تو شعر عاشقانه ای
که با یقین سرودمت
تو افتاب روشنی
میان تیره ی دلم
همان طلوع زندگی
که صبح می کند رخت
نشسته روبروی من
ز عشق می کند سخن
قرار برده از دلم
صدا و لحن صحبتت
میان کوچه های شهر
بگیر دست سرد من
چرا که گرم می شود
ز آتش محبتت
........
مهرنویس:)
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینپور